وبلاگ نويس هاي بيدگل ( قسمت سوم )
ما در شهري زندگي مي كنيم كه نه رسانه دارد، و نه روزنامه و هفته نامه اي كه مخصوص به خودش باشد و مردم براي پيگيري اتفاقات شهري، به آن مراجعه كنند.
نمي دانم اين مشكل به دليل عقب ماندگي سطح فكري ما آدم هاست يا كم كاري و بي توجهي مسئولين.
پس تنها وسيله ارتباطاتي مردم ما با يكديگر يا مردمان بيرون از شهر، همين فضاي مجازي و وبلاگ و فيس بوك است.
البته همانطور كه محمد فاضل به عجز و ناله افتاد تا به بنده ناقص العقل بفهماند كه : " آقاجان وبلاگ يك چيز شخصي است كه فقط مربوط به خود آدم هاست، يك تريبون رسمي نيست و آنقدرها هم نمي توان از آن توقع داشت كه با نوشتن در آن بتوان مشكلات شهر را حل كرد " : شايد بسياري از دوستان ديگر هم اين نظر را داشته باشند.
اما اصل حرف بنده اينجاست :
وبلاگ هاي شهر ما يك مزيت بسيار عالي دارد و آن هم اين است كه توسط تمام مسئولين بلند پايه شهر، هر روز مورد بازديد قرار مي گيرد. و اين يعني توجه به تمام مسائل ريز و درشت شهر و حساسيت و كنجكاوي آنها نسبت به طرز تفكر و نظر مردم و نويسندگان.
پس مطمئن باشيد تمام مطالب من و شما و همه نظراتي كه در مورد آن داده مي شود، زير ذره بين است و به دقت مورد بررسي قرار مي گيرد.
اما در مورد مخاطبان وبلاگ ها:
باور كنيد حتي لات و الوات هاي يك محل هم مي دانند كه در وبلاگ شخصي، كه اهل آن محله است، چه مطلبي نوشته شده، چه كسي كامنت گذاشته و او چگونه برخورد كرده است. خودم از نزديك – حتي در صف نانوايي - بارها شاهد اين اتفاق بوده ام كه در اين مورد صحبت مي شده است.
پس گمان نكنيد مخاطبان ما به همين چند صد نفري ختم مي شود كه روزانه آمار بازديدشان در وبلاگ ها ثبت مي شود: مطالب وبلاگ ها و حتي كامنت هاي آن، دهان به دهان بين مردم مي چرخد: از رييس و كارمند در اداره و بانك و شركت فرش گرفته تا جمع هاي خانوادگي و مردم عادي و شب نشيني پارك ...
هنوز هم فكر مي كنيد نمي توان كاري كرد ؟؟
ادامه دارد ...؟؟
بعد نوشت :
گزارشي از اولين جلسه مجمع رهپويان دانش در تابستان 91
بعد نوشت ۲:
با تشکر از لطف همه دوستان: چند روزی مسافرت بودم
قسمت بعدی ان شاالله فردا ...
قرار نيست هر آنچه كه اينجا نوشته مي شود مطابق ميل شما باشد ... پس لطفا مقدار زيادي تحمل همراه خود بياوريد