شيخ هم هواي تازه مي خواهد !!؟؟ (3)

در دو پست قبلي، بازگوينده اتفاقاتي بودم كه در روزهاي گذشته پيرامون مسائل شهري و شوراي شهر آينده اتفاق افتاده بود.

هدفم اين بود كه همشهريان عزيز در جريان تصميمات و نظرات مطرح شده قرار گيرند: نه توهين و تحقيري  در آن بود و نه سياه نمايي.

و البته سعي كردم نه از كسي جانبداري كنم و نه انتقادي را به شخص يا گروهي وارد نمايم.


اكثر دوستاني كه وبلاگ دارند يا وبلاگ مي خوانند، تحصيلكرده و با مسائل اجتماعي و فرهنگي آشنا هستند، پس لزومي نمي بينم تا در اينجا معناي لغوي " نقد " را بيان كنم.

اما به عقيده بنده: نقد يعني " ارزيابي نقاط مثبت و منفي موضوع مورد نظر و ارائه راهكار در راستاي رفع عيوب آن، در چارچوب رعايت انصاف، احترام و عدالت كه البته اصلي ترين لازمه يك نقد صحيح، داشتن اطلاعات كافي درباره موضوع مورد نقد است."

هر وسيله و موجودي كه در عالم هستي وجود دارد (چه جاندار و چه بي جان) نيازمند نقد است. از همين رايانه جلو چشتمان گرفته تا تك تك آدم هاي روي كره زمين و تمام جوامع بشري و گروه ها و دسته هاي مختلف كه به نوعي با ما در ارتباط هستند، بايد خود را براي قرار گرفتن در بوته نقد ديگران آماده كرده باشند.

نقد اگر به صورت صحيح انجام شود، مي تواند تاثيرات مثبت بسيار زيادي به همراه داشته باشد.

در جامعه ما كه يك جامعه در حال پيشرفت محسوب مي شود، نقد منصفانه و درست مي تواند به پويايي جامعه منجر شود و سرعت تحولات مثبت را بيشتر كند.

انتقاد كردن از كسي يا چيزي به سن و سال و پست و مقام و جايگاه بستگي ندارد، كوچك و بزرگ و رييس و مرئوس نمي شناسد. هر كس در هر زمينه اي كه بخواهد مي تواند به شكل صحيح و منطقي انتقاد خود را مطرح نمايد و طرف مقابل هم بايد در مقابل آن پاسخگو باشد.

در دين مبين اسلام، امر به معروف و نهي از منكر، نماد بارز نقد است كه در قرآن هم آيات فراواني در اين باره نازل شده است:

"مردم را با حكمت و حسن موعظه و گفتار نيك به راه خدا بخوان و با آنان به نيكوترين صورت به بحث بنشين." (نحل/125)

رهبر معظم انقلاب هم بارها از لزوم نقد و آزاد انديشي در جامعه سخن گفته اند و روي اين مسئله تاكيد داشته اند. حتي چند سال قبل در جلسه با دانشجويان فرمودند: " بنده انتقادات به عملكرد رهبري را هم مي شنوم و به آنها پاسخ مي دهم."

اينها نشان دهنده اين است كه در يك جامعه اسلامي كه مردم آن داراي روحيه انقلابي هستند، سر به لاك فرو بردن و دم نزدن از مشكلات و اشتباهات ديگران، مغاير و مخالف با آن چيزي است كه اسلام و رهبران ما به ما آموخته اند.

مسئولي كه در راس يك هرم مديريتي قرار دارد و يا يك گروه كه گرداننده سياست هاي يك شهر است، قطعا بايد مورد نقد و ارزيابي قرار گيرد.

يك اتومبيل كه سوار مي شويم، هر از چند گاهي نياز دارد كه روغنش تعويض شود، موتورش مورد بازديد قرار گيرد، كلاچ و ترمزش بررسي شود، و گرنه پس از مدتي تمام قطعات آن دچار عيب مي شود و به مرور زمان از كار مي افتد.

جامعه هم همينطور است. سياست هاي به كار گرفته بايد هر از چند گاهي مورد ارزيابي و بازبيني قرار گيرد و در شرايط مختلف، تصميمات متناسب به كار رود. نمي توان هميشه به صورت يكنواخت و به يك روش و با يك نوع تفكر، عمل كرد و توقع هم نداشت كه ديگران به ما بگويند " اين كار شما اشتباه است."

البته فكر مي كنم اگر همه ما در پست هايي كه هستيم وظايف خود را به خوبي انجام مي داديم، حال و روزمان بهتر از اين مي شد.

انداختن توپ در زمين ديگران و چسباندن صفات مختلف به همه مردم شهر هم نوعي مغلطه و فرافكني است و دردي از ما دوا نخواهد كرد.

مطمئن باشيد نقد كردن نه تنها مخرب وحدت نخواهد بود، بلكه نوعي ارزش بخشيدن به نظرات ديگران است كه باعث همدلي و انس و الفت بين گروه هاي مختلف خواهد شد.


 بنده به عنوان يك همشهري، براي جناب آقاي روحاني به عنوان مردي كه براي پيشرفت بيدگل زحمات فراواني كشيده و ايضا فردي كه در زمينه مسائل ديني و اخلاقي بسيار با دانش و آگاه مي باشند، احترام زيادي قائل مي باشم و رابطه صميمانه اي با ايشان دارم.

و معتقدم كه در چند سال گذشته، نقاط مثبت زيادي هم در كارنامه ايشان وجود دارد كه در آينده به آن خواهم پرداخت.

و فكر مي كنم به عنوان يك بيدگلي، اجازه دارم نسبت به اتفاقات درون شهرم حساس باشم و اگر انتقادي به نظرم آمد مطرح نمايم

اما افرادي كه خود را جان نثاران شيخ احمد مي خوانند و به ديگران بي احترامي مي كنند و دائما در حال توهين و تهديد هستند، بدانند كه اين رفتارها به جز بدنام كردن جناب‌ آقاي روحاني و بهانه دادن دست دشمنان ايشان هيچ نتيجه ديگري نخواهد داشت.

پس بياييد به جاي پاپس كشيدن و انگ چسباندن به ديگران، انديشه هايمان را در هم آميزيم و دست به دست هم دهيم، تا آينده بهتري براي شهرمان رقم بخورد.

اينا رو فقط ميشه توي ايران پيدا كرد ...

بقيه عكس ها در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

شيخ هم هواي تازه مي خواهد !!؟؟ (2)

و اما خلاصه جلسه ۳۰ بهمن :

مهم ترين انتقادات از جانب دكتر ناظمي مطرح شد.

دكتر گفته است: اينكه ما بياييم 7 نفر را به طريقي كه كاملا صحيح و منطقي هم نيست انتخاب كنيم و قبل از اينكه هنوز فردي كانديدا شود، بخواهيم با سليقه خودمان افراد را انتخاب كنيم، درست و اصولي نيست.

بگذاريد وقتي افراد ثبت نام كردند، سپس گروهي كه اعضاي آن كارشناس باشند و تخصص لازم را داشته باشند، تشكيل شود و بر اساس برنامه هاي هر فرد براي ورود به عرصه شوراي شهر، آنها را سنجش و انتخاب كنند.

اين صحبت ها جرقه اي بود تا حسين نوروززاده هم شروع به انتقاد از عملكرد شوراي سوم كند.

در حالي كه عليرضا پورابراهيمي هم در جلسه حضور داشته و گويا بگومگويي هم بين او و نوروززاده رخ مي دهد.

هنگامي كه نوروززاده مي گويد: " شما بايد به ما پاسخگو باشيد، ما به شما راي داديم." پورابراهيمي هم جواب مي دهد: " ما به هيچ كس جز خدا پاسخگو نيستيم ،شما هم نبايد به ما راي مي داديد."

منتقد سوم هم حسين خبيري بود.

او هم معتقد بوده است كه اعضاي شورا بايد 12 نفر باشد نه 7 نفر.

خلاصه اينكه در جلسه 30 بهمن، زنگ خطر براي شيخ به صدا درآمد و نهايتا تصميم اين شد كه انتخابات هسته مركزي 12 نفره، دوباره موكول شود به دو هفته بعد.

حالا در اين دو هفته، گروه پشت صحنه چه تصميمي بگيرند و طرح جديدشان چه باشد... الله اعلم ؟؟

شيخ هم هواي تازه مي خواهد !!؟؟

اين روزها تنور انتخابات شوراها، زودتر از موعد داغ شده است.

در آن طرف شهر، گروهي 9 نفره كه بيشتر از قشر تحصيلكرده و دانشگاهي هستند، روبروي جناب تيسمار قد علم كرده اند و مي گويند كه بايد هر 9 نفر شوراي شهر ازآن ما باشد و ائتلاف با بيدگلي ها قابل قبول نيست.

اما انگار آقاي منصوري علي رغم مشكلاتي كه برايش به وجود آمده، همچنان بر سر حرف خود ايستاده است و مي گويد : 5+4

البته در رسيدن به اين هدف، بافت سنتي آران كه شامل هيئات مذهبي مي باشد، با تيمسار هم عقيده هستند.

آنها معتقدند كه بايد مردانگي بيدگلي ها در شكل گيري اتحاد انتخابات مجلس و راي دادن به تيمسار را، با راي دادن به ائتلاف 4+5 در اين انتخابات جبران كنند.

اما در اين طرف شهر هم در زيرزمين منزل شيخ، گاهي خبرهايي رخ مي دهد و تا كنون سه جلسه برگزار شده است.

گويا در جلسه اول پيشنهادي مطرح مي شود مبني بر اينكه: يك گروه 7 نفره به عنوان هسته مركزي تشكيل شود و از اين به بعد، مسئوليت برگزاري و هماهنگي جلسات و رايزني ها را به عهده بگيرند و در نهايت كانديداي مورد نظر خود را براي انتخابات معرفي كنند. به اين صورت كه از تمام هيات هاي بيدگل دعوت به عمل بيايد، سپس افرادي كه براي عضويت در اين گروه مايلند كانديدا شوند و در جمع حاضر راي گيري انجام شود.

البته تشكيل اين شورا به اين معني نيست كه شيخ حاضر شده از اريكه قدرت كنار بنشيند. اين مسئله بيشتر جنبه رواني دارد و اينكه به جامعه تلقين شود فقط يك نفر براي شهر تصميم نمي گيرد و كارها گروهي و شورايي انجام مي شود و بعدا هم اگر انتقاد و ناسزايي بود، نثار گروه 7 نفره شود.

جلسه دوم جهت انجام اين امر تشكيل شد، اما جالب اينجا بود كه تقريبا مسئولين نيمي از هيئات بيدگل حضور نداشتند. چون بسياري از آنها انتخابات را فرمايشي مي دانستند و اعتقاد داشتند 7 نفر مورد نظر، از قبل انتخاب شده اند. بنابراين با توجه به حد نصاب نرسيدن جلسه، بسياري از حضار برگزاري انتخابات را ناعادلانه قلمداد كردند. پس تصميم گرفته شد براي جلسه بعد مورخ دوشنبه 30 بهمن از همه روساي هيئت ها به طور رسمي دعوت به عمل آيد و تاكيد شود كه در جلسه حضور يابند و راي گيري هم حتما انجام شود.

در جلسه سوم، از 150 نفر دعوت شده تقريبا 50 نفر حضور يافتند.

شيخ گمان مي كرد كه بر اساس آنچه پشت پرده تصميم گرفته شده و همان دستور جلسه قبلي، انتخابات و راي گيري براي تشكيل شوراي 7 نفره برگزار خواهد شد، اما نمي دانست كه تصميم گيري هاي غيركارشناسانه و خود خواهانه ايشان و گروه پشت صحنه اش در مورد شوراي قبلي و شهرداري و اتفاقات اين چند سال، آنقدر ذائقه مردم را تلخ كرده است كه حتي در منزل خودش و رو در روي او، عده اي لب به انتقاد صريح خواهند گشود ...

ادامه دارد ...