دختر كه گريه نمي کند ...

 

دختر كه نمي خندد

دوچرخه ؟ نه جانم

دختر كنار مادرش شبيه درسش بنشيند

و آش رشته هم بزند

و خيره شود آنقدر

به رد گرگر و خاكستر

كه صورتش از فرط غصه

گل بياندازد

ش ش ش

دختر كه گريه نمي كند ...

                                                          سروده اي از : رويا زرين

 


 پي نوشت :

شيداي شب وارد سال دوم خود شد ... و ديگر هيچ

خداحافظ اي همنشين هميشه ...

امروز روز آخر بود.

همه از دلتنگي مي گفتند. از بعد از اين چند روز ...

از روزهايي كه رفت و نفهميديم چگونه گذشت.

و بغض هايي كه در دل هايشان پنهان شده و خبر از عشق درونشان مي داد.

انگار همه حالا فهميده اند كه چقدر به هم وابسته شده اند.

وقتي كه احمد از خاطرات گذشته اين چند سال مي گفت، از چشم هايش رنگ رفاقت و صميميت مي باريد.


و اما ... چگونه شاد باشيم و مرور كنيم گذشته زيياي با هم بودن را، وقتي كه روز هاي پيش رو، خبر از جدايي و فراموشي مي دهد.

 

دوست ندارم باور كنم اين پايان بي معناي زندگي را ... اي با ارزش ترين ها براي هم بمانيد.


و به قول آن ترانه دلنشين :

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد

به دل مي سپارم تو را تا نميرد ...



بعد نوشت :

 دوست عزيزم سعيد هم با وبلاگ تنهاترين پارسي پا به عرصه وبلاگ نويسي گذاشت.

 او را هم همراهي كنيد.     www.tanhatarinparsi.blogfa.com 

 

يك ضرب المثل و كلي زندگي

                  يابو آب دادن:

اصطلاحي كه از زبان اهالي كاشان زياد شنيده مي شود.

معنايش، همان زدن به كوچه علي چپِ خودمان است.

گاهي يابوي موجود، تا حد دايناسور هم فرا مي رود.

و البته اين تكيه كلام، اين روزها در زندگي واقعي ما بسيار پر كاربرد شده است.

در شنيدن هايمان ...

ديدن ها و نديدن هايمان ...

چشم غُرّه و چپ چپ نگاه كردن هايمان ...

و حتي فكر كردن در تنهايي هايمان ...

                                                         اين مطلب با كمك شما تكميل خواهد شد.