22 به اضافه یک
در زندگی همه آدمها روزی وجود دارد به نام روز تولد. شاید برای خیلی ها این روز بسیار مهم باشد و آن را جشن بگیرند و به شادی بنشینند، اما برای من که به قول آن جمله معروف گاندی: "نمی دانم که یکسال به عمرم اضافه شده یا یکسال از آن کم شده" گرفتن جشن در این روز چیزی جز بیهودگی و نشاط کاذب چند ساعته و به درد سر انداختن دیگران برای خریدن کادو ندارد.
امروز دومین سال از دومین دهه زندگی ام به پایان می رسد، در هر حالی که گذشت این 22 سال علامت سوال بزرگی است برای من و روز به روز از تعداد کسانی که برای آینده ام روی آنها حسابی باز کرده بودم و قوت قلبی برایم بودند، کاسته می شود و شاید بعضی از آنها امروز در مقابل من ایستاده اند.
27 شهریور که می رسد، حال من کمی متفاوت است. شاید اصلا دوست ندارم کسی یادش باشد امروز تولد من است. کمتر حرف میزنم و حتی کمتر می شنوم. لحظاتی را با آهنگهای دلنواز خانم استاد همراه می شوم و سعی می کنم آرام آرام، با بهره گیری از ذهن نه چندان آرامم مرور کنم آنچه را که در این یکسال بر من گذشته است.
مرور اتفاقات یکسال گذشته، پراست از حوادث خوب و بد و تلخ و شیرین که شاید بسیاری از آنها فراموش ناشدنی است. از مسائل ناگواری همچون مشکلات ناخواسته ای که چند ماهی است دامن گیر ما شده و هنوز هم ادامه دارد و از همه بدتر معاف نشدن از خدمت سربازی گرفته، تا اتفاقات شیرین مانند پیشرفت های مناسب در زمینه تحصیل و دانشگاه و رسیدن به بعضی خواسته های شخصی همه و همه گوشه ای از دفترچه خاطرات ذهن من است که مسلما در زمان آینده هم تاثیر گذار خواهد بود.
ولی خداوندا همین ها برای من کافی است: هر صبحگاه که چشمانم را باز می کنم، دو فرشته را می بینم که به گرمی به سلام من پاسخ می دهند و اینکه هرگاه غم و اندوه در وجودم فوران می کند، غمخواری به اسم مادر دارم و در کنارش، خواهری که از برگ گل نازکتر است و به اندازه تمام دنیا دوست داشتنی.
و اما پدرم ...امروز جای خالی تو بیشتر احساس می شود : وقتی که به عکسهای جشن تولد یک سالگی ام نگاه می کنم، آنگاه که مرا بر روی دستانت نگه داشته ای و شاید می دانستی که قرار است چند ماه دیگر تنهایم بگذاری.
و در پایان، نیم نگاهی به آینده کمی مرا امیدوار می کند. احساس می کنم اتفاقات خوبی در انتظار ماست. ترسیم افقی روشن از آینده با توجه به شرایط فعلی، خیلی دور از ذهن نیست.
در این حال و احوال، ناگهان صدای پیامکی توجهم را جلب می کند. و باز هم مثل همیشه، او اولین کسی است که به من تبریک می گوید ...

قرار نيست هر آنچه كه اينجا نوشته مي شود مطابق ميل شما باشد ... پس لطفا مقدار زيادي تحمل همراه خود بياوريد