از آخرین دست نوشته ام 9 ماه و 26 روز می گذرد ...

آنقدر ننوشته ام که قلم در دستانم خشکیده است و بی حرکت مانده ...

ذهنم درگیر اتفاقات گذشته است و هاج و واج که از کجا شروع کند ...

نوشتن مانند فرمول های ریاضی می ماند، اگر مدتی تمرین نکنی ناخودآگاه فراموشت می شود و شروع دوباره برایت بسیار سخت.

این روزها سعی می کنم چند خطی بنویسم از آنچه بر ما گذشت.

اگر چه بسیار دور شده ام و مانند غریبه ها اما ... هنوز هم این فضا را دوست دارم .

احساس می کنم هنوز هم می شود نفس کشید.


پیشاپیش آغاز بهار و فصل نو را به همه دوستان تبریک عرض می کنم.