شنبه ... 24 فروردین 91
مشرف شدن به شهر پیامبر و سرزمین وحی آروزی قلبی همه ماست، اما کسی که یک بار به این سفر مقدس برود، برای بار دوم لحظه شماری می کند.
از سال 84 که توفیق زیارت پیدا کردم ،یکی از اصلی ترین دعاهایم این بوده که دوباره بتوانم پای در سرزمین وحی بگذارم.
و حالا هفت سال گذشت و بالاخره قرعه به نام بنده سراپا تقصیر افتاد.
و ۲۴ فروردین، روزی ماندگار در تاریخ زندگی متاهلی ما شد.
اما ...
مسلم است که عده ای آدم وجود دارند که یا بنده میانه خوبی با آنها ندارم، و یا آنها از بنده خوششان نمی آید که هیچ، دوست دارند سر به تن اینجانب نباشد.
اعتراف می کنم که خیلی از اوقات حرفهای نسنجیده زده ام و اعمال ناشایستی مرتکب شده ام که باعث رنجش دیگران از بنده شده است.
پس وظیفه خود می دانم که از همه شما و مخصوصا افرادی که باعث آزرده خاطر شدنشان گشته ام ، درخواست حلالیت و طلب بخشش نمایم.
از تمام دوستانی که محبت داشته اند و التماس دعا گفته اند، سپاسگزارم و اگر قابل و لایق باشم به یاد همه دوستان خواهم بود.
مطمئن باشید در روضه منوره و زیر ناودان طلا، شما را فراموش نخواهم کرد.
حال نوشت :
منم مثل تو مات این قصه ام ...






قرار نيست هر آنچه كه اينجا نوشته مي شود مطابق ميل شما باشد ... پس لطفا مقدار زيادي تحمل همراه خود بياوريد