مرثيه رفتنت را نابهنگام سرودي
هنوز داغ خاله عزيزم تازه بود كه ...

تو را از دست داديم ...
سلام مرا به پدرم،عمه ام و عموهايم برسان ...
و بدان كه ديدن چهره پسرهايت: از حاجي اسارت كشيده گرفته تا حسين ۱۳ ساله ات، در حالي كه گرد يتيمي به صورتشان نشسته و كمرشان از داغ تو خم شده، بسيار سخت و ناگوار است...
بگذار حرفهاي نگفته، ناگفته بماند.
فعلا خداحافظ ... همين حالا
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 9:6 توسط علیرضا جندقیان
|
قرار نيست هر آنچه كه اينجا نوشته مي شود مطابق ميل شما باشد ... پس لطفا مقدار زيادي تحمل همراه خود بياوريد