حاشيه هاي همايش وبلاگ نويسان ...
همايش وبلاگ نويسان دستور جلسه خاصي نداشت.
عليرضا توحيدي از همه دعوت كرده بود تا همديگر را ببينند و هركس هرچه دلش خواست، بگويد.
جلسه با معرفي حضار توسط حيدرعلي عنايتي شروع شد كه ايده بسيار جالبي بود و مورد توجه همه قرار گرفت.
حيدرعلي در عرض نيم ساعت آنقدر آب خورد كه مجبور شد برود بيرون دستشويي.
گوشي موبايلش را هم تازه عوض كرده بود و بلد نبود خاموش كند. نهايتا از بغل دستي اش خواست كه آن را روي ويبره بگذارد.
يك نفر از حضار همان اول كار گوشي اش زنگ خورد، رفت و ديگر هم نيامد به سلامتي.
سپس قرار شد همه به نوبت صحبت كنند:
امير سحابي فكر كرد خيلي خبريه و با توپ پر شروع كرد به نقد آنهايي كه از بيدگل مي نويسند و از آران حرفي نمي زنند، اما در نهايت پس از آن كه ديد بدجوري مورد طرفداري همه قرار گرفت، شديدا عقب نشيني كرد.
حسين بيدگلي گفت كه وطن من بيدگله و دلم ميخواد از بيدگل بنويسم، به كسي هم ربطي نداره.
جعفر عربيان هم همه حرفهايي را كه من در ذهنم آماده كرده بودم به زبان آورد. دستش درد نكنه، كار ما را راحت كرد.
اكبر ستاري هم هنوز در جو فضاي كاملا فرهنگي و بسيار نوستالژيك همايش بود. معلوم بود رفته تا عوارضي برگشته خيلي خسته شده.
ميثم استاديان هم يك مقاله خواند كه كلا مي خواست بگويد آدم باشيد يا يك چيزي توهمين مايه ها.
احمد تمسكي هم گفت كه «شدشد نشدنشد» يعني اينكه اگه شد كه شد، ولي اگه نشد خب ديگه نشده، خيلي دست و پا نزن.
آقا فريدون توپش خيلي پر بود. بدش نميومد بلند بشه يه دست كتك به همه بزنه. بزنم به تخته، دستش هم مثل هيكلش سنگين به نظر مي رسيد.
نفر بعدي خودم بودم. تقريبا دو سه دقيقه هر چي چرت و پرت به ذهنم رسيد گفتم.
آخرين نفر هم عليرضا توحيدي بود كه حرفهاي خوبي زد. يكي از پيشنهادهاي قشنگش اين بود كه " به جاي اينكه خودمان را با كامنت هاي ناشناسي كه قصد اذيت كردن ما را دارند درگير كنيم، در حركتي بسيار خونسردانه يابو آب بدهيم و آنها را حذف كنيم."
اما نتايج بسيار مفيد و سازنده همايش وبلاگ نويسان به شرح زير مي باشد:
1- 1- اگر خواستيد روشنفكر بودنتان بيشتر نمود پيدا كند، مي توانيد از جملات بزرگان غربي در صحبت هايتان بيشتر استفاده كنيد. در ضمن به " گفتن بسم الله به جاي خواندن قرآن " در آغاز جلسات كفايت كنيد. همچنين مي توانيد به جاي " فرستادن صلوات بگوييد : درود بر پيغمبر "
2- 2- مقرر شد براي رفع مشكلات بين گروه 1+5 و ايران، چندتن از وبلاگ نويسان با شيريني و دسته گل خدمت سركار خانم اشتون برسند و از اين ايشان دلجويي نمايند و عرض كنند كه اگر راضي شوند تحريم ها را بردارند، ايشان را در همايش بعدي وبلاگ نويسان دعوت نمايند.
3- 3- تصميم بعدي اين بود كه در شهر زير زميني همبودگاه نوش آباد يك سايت هسته اي ساخته شود و در آن محصولي به نام " بمب گوگلي " توليد شود.
4- 4- براي پايان دادن به پروژه جاده كنار گذر قرار شد همه وبلاگ نويسان، شنبه آينده ساعت 7 صبح همراه با بيل و كلنگ روبروي استانداري اصفهان تجمع نمايند.
5- 5- تا حالا فكر مي كرديم فقط هابيل دختر دارد، پريشب فهميديم كه اتفاقا قابيل هم پسر دارد.
6- 6- حيدر علي عنايتي ابراز كرد كه از تك تك فحش هايي كه بهش مي دهند، پست مي سازد. او همچنين گفت كه استاد ريشه شناسي فحش هاي منطقه است. اصلا دوست دارد كه فحشش بدهند تا او هم بتواند مطالب جديد سرهم كند.
7- 7- در آخر جلسه، پشت سر صادق هدايت هم خيلي غيبت شد. البته در ادامه بحث بر سر فحش زيبايي كه مايه نزاع شده بود، با واژه اي جديد به نام «نیهیليسم» هم آشنا شديم.
قرار نيست هر آنچه كه اينجا نوشته مي شود مطابق ميل شما باشد ... پس لطفا مقدار زيادي تحمل همراه خود بياوريد