وبلاگ نويس هاي بيدگل ( قسمت دوم )
با تعريفي كه از وبلاگ نويس در پست قبلي شد، در حال حاضر تعداد وبلاگ نويس هاي بيدگل، حتي به 10 نفر هم نمي رسد.
اين چند نفر، غالبا افراد با تجربه فرهنگي و سرد و گرم چشيده روزگار هستند كه دستي در نوشتن دارند و سياست و فرهنگ و اجتماع را به خوبي مي شناسند و مطالب آنها گاها، تاثيرات زيادي در خوانندگان به وجود مي آورد.
ولي مهم ترين مسئله اي كه من را بيشتر از هر چيز عذاب مي دهد، انشقاق و چند دستگي بين اين افراد است. البته هر كدام سبك نوشتاري خاص خود را دارند و مختارند تا هر چه دوست دارند بنويسند،
اما چه خوب بود اگر در بعضي مواقع، براي نوشتن يك سري مطالب كه به مسائل شهري و اجتماعي جامعه خود ما مربوط مي شود، نوعي وحدت و يكصدايي بين آنها به وجود مي آمد كه اثر گذاري آن در بلند مدت قابل مشاهده بود.
به طور گذري به ۳ مورد از معروفترين وبلاگ نويسان اشاره مي كنم كه البته بعضي از آنها، اين روزها حال و روز خوشي ندارند و دچار نوعي سرگرداني و دل زدگي شده اند:
1- حسين بيدگلي كه سابقه زيادي در اين زمينه دارد و به سادگي سخن مي گويد و به دل مخاطب مي نشيند و به تازگي هم قلمش روان تر شده بود و راحت تر حرف دلش را مي زد، به ناگاه از اين دنيا خسته مي شود و سردر وبلاگش مي نويسد: " حوصلم نميرسه " و به همين راحتي قيد همراه چندين ساله و تمام مخاطبانش را مي زند.
2- حيدر علي عنايتي كه شايد پر حاشيه ترين وبلاگ نويس اين شهر باشد - به دلايلي كه نمي دانم چيست - نوشته هايش رو به افول رفته و ديگر طراوت و تازگي و حتي جنجال و حاشيه دوران گذشته را ندارد و اين روزها هم به گلچيني از خبرگزاري هاي مختلف تبديل شده است. البته او نمي تواند خداحافظي كند: او بايد بنويسد تا بماند.
3- عليرضا توحيدي كه بدون توجه به تمام حاشيه ها، كار خودش را انجام مي دهد و به تمام مسائل ريز و درشت شهر توجه دارد و گاه، نوك پيكان تيز انتقادش به سمت مسئولين و بزرگان شهر نشانه مي رود.
با تمام اين تعاريف اما، هيچ گاه فراموش نكنيم كه
اينجا بيدگل است و ...
ادامه دارد...
قرار نيست هر آنچه كه اينجا نوشته مي شود مطابق ميل شما باشد ... پس لطفا مقدار زيادي تحمل همراه خود بياوريد