چند كلمه ...
جناب آقاي منصوري
سلام عليكم
حاصل ورود عزت مندانه شما به عرصه انتخابات و در پي آن، ايجاد همدلي و اتحادي كه با تلاش و خون دل خوردن بزرگان شهر ايجاد شد، پيروزي شيريني بود كه ديروز براي مردم ما رقم خورد.
مردمي كه سالهاست بوي فقر و عقب ماندگي را چشيده اند و غبار فتتنه و افسردگي بر چهره شهرشان خودنمايي مي كرد، ناگهان شوري عظيم در دل هايشان نشست، اختلافات خشك و بي ريشه را به باد فراموشي سپردند، قلب هايشان با هم گره خورد، دست در دست هم نهادند، اشك بر گونه هايشان جاري شد و با نور اميدي كه در وجودشان حاصل شده بود غريو اتحاد و پيروزي سر دادند كه :
همراه شو عزيز كين درد مشترك هرگز جداجدا درمان نمي شود
و آنها ثابت كردند كه با يك دل و يك رنگ بودن مي توان دست نيافتني ترين آرزوها را ممكن ساخت.
آن شب كه شما با تمام وجود و احساس در مقابل مردم ايستاديد، سوگند خورديد و آبروي شريف خود را گرو نهاديد كه تمام تلاش خود را تا پاي جان براي پيشرفت و اقتدار ما به كار خواهيد بست، باعث شد تا بسياري از سرخوردگان و غم زدگان به جرگه متحدان شما بپيوندند و با اميد به استشمام هوايي تازه و فردايي روشن پاي به عرصه انتخابات بگذارند.
و سرانجام خدايي كه با ما بود و طعم شيرين پيروزي را به كام مردم ما ريخت.
بنده به عنوان يك عضو كوچك، با تبريك و خسته نباشيد خدمت شما و تمام مردم شهرم، خرسندي خود را ابراز مي كنم و در عين اميدواري، يقين دارم كه جناب شما از لحظه ورود به ساختمان مثلثي و نشستن به روي صندلي سبز، به فكر حل مشكلات و دغدغه هاي اين مردم شريف خواهيد بود.
پيشرفت و آباداني شهر را به همراه سلامتي و توفيق روز افزون براي شما خواستارم.
عليرضا جندقيان
13 اسفند 90

عكس از وبلاگ آقاي حسين بيدگلي
قرار نيست هر آنچه كه اينجا نوشته مي شود مطابق ميل شما باشد ... پس لطفا مقدار زيادي تحمل همراه خود بياوريد